معمای منطقی-۹

در قلعۀ دراکولا

من تمام افکارم را برای پاسخ به این سوال که آیا آقای دراکولا هنوز زنده است به کار گرفتم، اما انگار این دردسر پایانی نداشت.  من در آن زمان بسیار سردرگم شده بودم؛ زیرا، این نحوۀ دسته بندی عاقل و نادان بودن که به دروغ گویی و راست گویی اضافه شده بود باعث می‌‌شد نتوانم به درستی‌ فکر کنم. به علاوه صحبت کردن با ترنسیلوانیایی‌ها کمی‌ باعث ترس و اضطرابم می‌‌شد، به هر حال بعضی از آنها خون آشام بودند!!! به نظر می‌‌رسید وضعیت بسیار ناخوشایندی انتظارم را می‌‌کشد. من همچنان نمی‌‌دانستم که کنت دراکولا زنده است یا نه. فکر کردم که شاید اگر وارد قلعۀ آقای دراکولا شوم بتوانم جوابی برای سوالاتم پیدا کنم. کمی‌ بعد متوجه شدم که این کار به دلایلی که در ادامه خواهید دید باعث پیچیدگی‌ بیشتر موضوع خواهد شد. من می‌‌دانستم که قلعۀ دراکولا کجاست و اینکه در آنجا جنب‌وجوش زیادی وجود دارد. همچنین می‌‌دانستم که قلعه، یک میزبان دارد، اما نمی‌‌دانستم که این میزبان خود جناب دراکولاست یا خیر. نکته دیگر اینکه، اجازۀ ورود به قلعۀ دراکولا از طریقه دعوت نامه‌ای بود که تنها برای بهترین ترنسیلوانیایی‌ها فرستاده می‌‌شد. از این جهت، بایستی چندین ماه وقت صرف می‌‌کردم تا خودم را به جایگاهی، به اندازه کافی‌ بالا، برسانم که به آنجا دعوت شوم. آن روز بالاخره فرارسید، و من به جشنی در قصر دراکولا که چندین شبانه روز طول می‌کشید دعوت شدم.

با امید بسیار زیادی به آنجا رفتم، و زودتر از آنچه که انتظارش را داشتم شگفت زده شدم. زمان کوتاهی‌ پس از ورودم به قصر متوجه شدم که آنقدر عجله کرده‌ام که به کلی فراموش کردم مسواکم، شطرنج جیبی‌‌ام و بعضی‌ از کتاب‌هایم را که می‌خواستم بخوانم با خود بیاورم. به همین دلیل از در بیرون رفتم تا به هتلم برگردم و وسایلم را بردارم، اما در همان لحظه با نگاه خشم‌آلود و بسیار قوی یک ترنسیلوانیایی روبه‌رو شدم که با لحنی مودبانه اما در عین حال بسیار جدی به من گفت: “کسی‌ که وارد قلعه دراکولا شود هرگز نمی‌‌تواند از آن خارج شود مگر با اجازه میزبان.” گفتم: ” پس در این صورت لازم است که من با میزبان ملاقات کنم.” او گفت: ” در حال حاضر این کار امکان پذیر نیست. اما، اگر دوست دارید، من می‌‌توانم پیام شما را به ایشان برسانم.”  من در یک یادداشت نوشتم که میخواهم برای مدت کوتاهی‌ از قصر خارج شوم و دوباره به آنجا برگردم و مردی که با او صحبت کردم پیغامم را به میزبان داد. جواب سوالام را خیلی‌ سریع دریافت کردم؛ یک جواب بسیار کوتاه و ناامید کننده که نوشته شده بود: ” البته که نه!”

این یعنی‌ من در قلعۀ دراکولا زندانی شده بودم! خوب چه کاری از دستم ساخته بود؟ واضح است که در آن لحظه هیچ کاری نمی‌‌توانستم انجام دهم پس با رفتاری کاملا بی‌ اعتنا و با آرامش سعی‌ کردم از بعد از ظهر خود لذت ببرم و هرگاه فرصت مناسبی ایجاد شد دست به کار شوم.

تا به حال چنین مهمانی با شکوهی ندیده بودم.


نزدیک ساعت ۲ بامداد تصمیم گرفتم که استراحت کنم و آنها مرا به اتاقم راهنمایی کردند. اتاق بسیار زیبایی بود و من با صرف نظر از خطر بزرگی‌ که در آن قرار گرفته بودم بسیار خوب خوابیدم.

نزدیک ظهر روز بعد از خواب بیدار شدم و پس از یک صبحانه عالی‌ با میهمانان دیگر همراه شدم تا شاید بتوانم اطلاعات جدیدی به دست آورم. در همین هنگام بود که با شوک بعدی مواجه شدم. همهٔ میهمانان (البته به جز من) به زیرگروه خاصی‌ از مردم ترنسیلوانیا تعلق داشتند که به جای کلمه “بله ” یا “نه” از “بال” یا “دا” استفاده می‌‌کردند. درست مانند جزیره زامبی ها!! در نتیجه من در یک وضعیت که بهتر است نامش را ” ترنسیلوانیایی خاص” بگذارم، گیر افتاده بودم که هر یک یا انسان بودند یا خون آشام و  هر کدام یا عاقل بودند یا نادان و به علاوه همه این موارد من نمی‌‌دانستم که “بال” و “دا” هر کدام به چه معناست! با این حساب پیچیدگی‌ ترنسیلوانیایی‌های “غیر خاص” که خارج از قلعه درباره آن‌ها تحقیق کرده بودم با پیچیدگی‌ جزیره زامبی‌ها ترکیب شده بود. این گونه به نظر می‌‌رسید که با آمدنم به درون قلعه از ماهیتابه داغ به درون آتش پریده‌ام. خوب، با این تفاسیر، من آرامش خودم را از دست دادم و باقی‌ روز را در حال افسردگی سپری کردم. به همین دلیل زود به اتاقم رفتم تا استراحت کنم، و حتی کوچکترین اهمیتی به حضور در شب دوم از میهمانی هم ندادم. با همان لباس‌هایم روی مبل نشستم. نه می‌‌توانستم بخوابم و نه می‌‌توانستم فکر کنم. اما ناگهان متوجه شدم که این پیچیدگی‌ جدید (بال – دا) به سادگی‌ قابل حل است. با هیجان دفترچه یادداشت و مدادم را بیرون آوردم و مسئله زیر را نوشتم:

با پرسیدن یک سوال از هر کسی‌ در آن قلعه (که جوابش “بال” یا “دا” باشد)  می‌‌توانستم بفهمم که او خون آشام است یا نه! به نظر شما این سوال چیست؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *