معمای منطقی-۷

جوراب‌های دابی

دابی یک جن خانگی مهربان است که در خانۀ خانواده مالفوی کار می‌‌کرد. دابی عاشق جوراب است. علاقۀ شدید او به جوراب‌ها از وقتی‌ شروع شد که یک لنگه جوراب کوچک زندگی‌اش را به طور کلی‌ تغییر داد.

جالب است بدانید که جن‌های خانگی تنها وقتی‌ آزاد می‌‌شوند که صاحبشان به آنها لباس بدهد. آقای مالفوی یک دفتر خاطرات قدیمی‌ را برداشته‌بود و توجه نداشت که یک لنگه جوراب کهنه درست وسط آن جا مانده است. وقتی‌ دفترچه را باز کرد لنگه جوراب را دید و فورا آن را به سمت دابی بیچاره پرتاب کرد. اما ناگهان اشک در چشمان دابی حلقه زد و از خوشحالی فریاد زد: ” ارباب به دابی یک جوراب داده است! دابی آزاد است!! دابی آزااااااااد است!!!” پس از این ماجرا، او زندگی‌ مستقل خودش را شروع کرد و در آشپزخانه مدرسه هاگوارتز کار پیدا کرد.

حالا دابی می‌خواهد به تعطیلات برود تا کمی‌ خوش بگذراند. اما فراموش کرده جوراب‌هایش را بردارد!! به اتاقش برگشته است تا جوراب‌ها را در چمدانش بگذارد اما اتاقش چراغ ندارد و نمی‌‌تواند رنگ جوراب‌ها را تشخیص دهد. اصلا اشکالی ندارد چون دابی عاشق جوراب‌هایش است و همیشه به خاطر دارد که در کمدش ده جفت جوراب سبز، ده جفت جوراب مشکی‌، و یازده جفت جوراب آبی دارد. اما همۀ لنگه‌ها درهم‌برهم هستند چون در هفته‌های اخیر دابی فرصت نداشته جوراب‌هایش را جدا کند. او وقت زیادی ندارد باید هر چه سریع تر خودش را به ایستگاه قطار برساند. شما می‌‌توانید به او کمک کنید.

دابی چند تا جوراب از کمدش بر دارد تا مطمئن باشد حتما یک جفت هم رنگ برداشته است؟

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *